تبليغاتX
لرستان جنوبی - حسین پناهی و مادر

لرستان جنوبی

ارّگان ، بهبهان ، کهگیلویه ، بویراحمد ، ممسنی و دیگر مناطق لرنشین جنوبی : هرچی لر ایگو - زدل پر ایگو

حسین پناهی و مادر

این شعر زنده یاد حسین پناهی بازیگر و نویسنده همتباررا دوست عزیزم محمد نوینده وبلاگ شهر لنده (...تاغریبی راهی نیست )  برایم نوشته است که مناسب میبینم به مناسبت روز مادر پیشکش شما عزیزان کنم.

ديروز را
ديروز در غبار را
او كوچك بود و شاد
با پيراهني به رنگ گلهاي وحشي
سبز و سرخ
و همراه او مادرش
زني با لباس هاي سياه كه بر رويشان شكوفه هاي سفيد كوچك نشسته
بود
زير همين بلوط پير
باد زورش به پر عقاب نمي رسيد
ياد مي آورد افسانه هاي مادرش را
مادر
اين همه درخت از كجا آمده اند ؟
هر درخت اين كوهسار
حكايتي است دخترم
پس راست مي گفت مادرم
زنان تاوه در جنگل مي ميرند
در لحظه هاي كوه
و سالهاي بعد
دختران تاوه با لباس هاي سياه كه بر رويشان شكوفه هاي سفيد نشسته
است آنها را در آوازهاشان مي خوانند
هر دختري مادرش را
رفتم و وارت ديدم چل وارت
چل وار كهنت وبردس نهارت
خرابي اجاق ها را ديدم در خرابي خانه ها
و ديدم سنگ هاي دست چين تو را
در خرابي كهنه تري
پشت ديوار لحظه ها هميشه كسي مي نالد
و اين بار دختري به ياد مادرش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 11:58  توسط شهریار  |